ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
174
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
در كار سست مىشود و من اين را نمىخواهم . زيرا اگر او دنيا را بگيرد براى من بهتر است . » فرستاده سلطان محمد هنگامى به خدمت سنجر رسيد كه او سپاهى براى اعزام به غزنه آماده كرده و امير انر را هم به سردارى سپاه گماشته بود . اين سپاه كه ملك بهرامشاه همراهش بود روانه شد تا به بست [ ( 1 ) ] رسيد در آنجا ابو الفضل نصر بن خلف حاكم سيستان نيز به آنان پيوست .
--> [ ( 1 ) ] - بست ( به ضم ب ) : از شهرهاى سيستان و در دويست و بيست هزار زرعى قندهار و در نقطه غربى جنوبى واقع شده و رود هيرمند از حوالى آن مىگذرد و مسافت آن تا غزنين سيصد مايل است . مدتى آن را بست مىناميدهاند و در اوائل دولت امير سبكتكين مقارن سيصد و شصت و هفت هجرى طغان نامى حصار بست را مسخر داشت و در آن زمان « باىتوز » نامى قصد طغان نموده او را از بست بيرون كرد . و طغان ملتجى به امير سبكتكين شد . و وى باىتوز را منهزم و طغان را به اميرى بست منصوب كرد . اما طغان پس از چندى خراج نگزارد و ميان وى و سبكتكين جنگ درگرفت و طغان به هزيمت شد و قلعه بست امير سبكتكين را شد و بطورى كه از تواريخ مستفاد مىشود در زمان شاه عباس ثانى هنگامى كه متوجه فتح قندهار بود يكى از سركردگان وى محراب خان قلعه بست را بسال هزار و پنجاه و هشت تنگوزئيل بگشود ( مرات البلدان ) بست ، شهرى است ويران در جنوب افغانستان حاليه نزديك ملتقاى رود هيرمند با ارغنداب از دوره اشكانيان سابقه داشته . احتمالا در 29 هجرى قمرى در خلافت عثمان ، يا در 42 هجرى قمرى در آغاز دولت اموى به تصرف سپاهيان اسلام درآمد . در سال 366 هجرى قمرى سبكتكين بست را گرفت . و اين شهر در دوره غزنويان تا مدت يك قرن رونق بسيار يافت . علاء الدين غورى ، پس از تاراج غزنه در سال 544 هجرى قمرى ، بست را فتح و تاراج كرد و كاخهاى سلطنتى آن را سوخت در هجوم مغول و سپاهيان امير تيمور شهر به كلى ويران شد . قلعه آن را نادر شاه ويران نمود . از بقاياى جالب آن قلعه بست و لشكرى بازار است ( دائرة المعارف فارسى )